اولین عیـــــــــــــــــــــــــــــــد نــــــــــــــــورم
خدایا هر لحظه و هر ثانیه شکرت میکنم به خاطر نعمتی که به ما دادی 
هفت سین امسال ما حال و هوای دیگه ای داشت چون شما کنارمون بودی و شادی ما رو دوچندان کرده بودی
.امسال کنار خانواده مامان بودیم و همگی دور هم جمع بودیم خانواده بابا مشهد بودن.بعد سال تحویل عیدی زیاد گیرت امد هم شما و هم مهتا خانم گل هردوتون لباساتون یک دست بود . بعد از تحویل سال و بگو بخندها و شیرین کاریهای شما
باباجون و مامان جون عیدیشونو دادن 150 پول و یک گوشواره طلا بعد هم دایی میثم 50 پول داد ، خاله زهره یک پلاک طلا و دایی محمدمهدی برات لباس قشنگ خریده بود،دایی محمود هم عروسک موزیکال ودایی امیرحسین 10 تومن پول داد. ممنون از همگی زحمت کشیدین.
نورا ،گلم، شما هم به ما عیدی دادی و از اول عید تب کرده بودی هر روز تبت بیشتر می شد حتی به 38:8 هم رسیده بود
، نصفه شبا تبت زیاد می شد و منم می بردمت حمام می شستمت ، فدات بشم صورتت داغ بود و قرمز
. بیمارستان بردیمت اما فایده نداشت. بازم تب داشتی و میخواستیم دوباره بریم بیمارستان اما دکتر متخصص اطفال نداشتن دیگه چاره ای جز گریه کردن نداشتم
البته باباجون میومدن به شما سر میزدن اخه باباجون پزشکن و میگفتن چیزی نیست فقط تبه و باید تب بر بخوره منم همین کارو میکردم اما تب شما پایین نمیومد تا 4 شب . صبح دیدم تب نداری ولی بدنت پراز دونه های قرمز شده دیگه داشتم میمردم به باباجون زنگ زدم و گفتن این بیماری روزوئلا هست و این دونه ها هم تا دو روز دیگه خوب میشه و بعد از دوروز اون دونه ها هم از بین رفت. ولی مارو از اول عید تا 8 عید مشغول خودت کردی.

نورا و سفره هفت سین


عیدی بابا جون و دایی میثم و دایی امیر حسین

عیدی مامان جون

عیدی خاله زهـــــــــــره

عیدی دایی محمد مهدی

عیدی دایی محمود

و عیدی منو بابایی



اولین عیـــــــــــــــــــــــــــــــد نــــــــــــــــورم
